على اصغر ظهيرى
106
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
شبها به مزار تو مىگريد و مىسوزد * چون شمع ز سر تا پا ، يا فاطمةالزهرا بر خرمن جان او ، چون شعله شرر مىزد * مىريخت چو آب اسماء ، يا فاطمةالزهرا دامان على از اشك ، پر كوكب و اختر شد * در آن شب محنت زا ، يا فاطمةالزهرا هم وصف تو نا ممكن ، هم قدر تو نا پيدا * هم قبر تو نا پيدا ، يا فاطمةالزهرا تشكّر خليفه مرحوم مجلسى در بحارالانوار از « سُلَيم بن قيس » نقل مىكند : « عمر بن خطاب » يك سال حقوق همهء كارگزاران خود را به عنوان غرامت قطع نمود ، در اين ميان حقوق يك نفر را قطع نكرد آن هم غلام آزاد شدهء ابوبكر يعنى « قنفذ » بود . ( قنفذ ، پسر عموى عمر و از قبيله عدى است ) . سليم مىگويد : به مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفتم ، گروهى را ديدم كه در گوشهاى نشستهاند ، آنها همگى از بنى هاشم بودند مگر چند نفر : سلمان ، ابوذر ، محمدبنابىبكر . در اين هنگام ابن عباس گفت : چرا عمر حقوق همه كارگزاران خود را قطع نموده است ؛ امّا حقوق « قنفد » همچنان پرداخت مىشود ؟ . اميرمؤمنا على عليه السلام ، نگاهى به اطراف خود كرد و سپس با چشمانى اشكبار فرمود : حقوق او قطع نشد تا از او تشكر كرده باشد ، او آن روزى كه براى گرفتن بيعت به خانهء فاطمه زهرا عليها السلام آمده بودند ، با تازيانهاى كه در دست داشت به فاطمه حمله نمود و بر بازوان او نواخت ، به خدا سوگند تا هنگامى كه فاطمه عليها السلام از دنيا رفت ، اثر